تبليغاتX
...هر چه میخواهد دل تنگت بگو
شنبه بیست و هشتم مهر 1386
حزن،حسن،عشق
  با سلام خدمت دوستای خوب خودم.

  ممنون از همگی شما که تو لین مدت با نظرای قشنگتون

  منو حمایت کردین و امیدوارم از این به بعد هم مورد لطفتون قرار بگیرم .

  راستش تو پست جدید میخوام مطلبی بذارم و یه نظر کلی از شما عزیزان

  بگیرم .دوست ندارم مثل همیشه با جمله هایی مثل ( خیلی خوب بود یا عالیه

  واز این دسته نظرات بدید).حس واقعیتونو میخوام به قول معروف میخوام

   یه ذره فضولی کنم و ار احساستون با خبر بشم

    

      حْزن ، حْسن ،عشق

  روزی سه دوست قدیمی کنار هم نشسته بودند و هر کدام

  به نوبه خودش شروع به تعریف از خودش کرد

  اول از همه عشق اومد و شروع کرد به تعریف از خود

  و به خود بالید وگفت: همه محو تماشای من هستند و من

  یکی از نیازهای اصلی آدمی هستم.

  در این میان حْسن آمد و گفت :کجای کاری دوست من

  هر که مرا دارد نیازی به عشق ندارد، وقتی زیبایی و جمال

  داشته باشی بی نیاز از هر چیز دیگری.

   حْزن به میان آمد و گفت :چرا شما  از حضور من غافلید ،

   اگر من نباشم حْسن و عشق معنا ندارند.

   خالق عشق آمد و گفت :من به هر سه شما بها داده ام.

   شما برای ابدیت در کنار هم خواهید ماند.

  عشق و حْزن و حْسن در کنار هم معنا دارند و از هم جدا ناپذیرند.

  عشق بدون حْسن صفایی ندارد همچنانکه حْسن بدون حْزن بی معناست.

  پس بدانید که این دوستی تا ابدیت با شما خواهد ماند،.زیرا عاشق واقعی

  دارای همه ی این صفات خواهد بود.........

        TinyPic image

 

     ای عشق پیدا کن مرا           همرنگ دریا کن مرا

     صد بار خواندی تو مرا        یک بار معنا کن مرا

کوچه های عاشقی

پشت هر کوچه اگه  ، دیدی یکی داره پرپر میزنه

شک نکن که عاشقه ،یه نفر مثل منه

منم اون غریبه شهر شما ،که غریبم توی جمع آدما

هر کی با چشم تره ،شب و روز دربدره

مثل من یه عاشقه ،توی خط آخره

منم اون غریبه شهر شما ،که غریبم نوی جمع آدما

یکی توی قصه های عاشقی ،شکوه پروار شدم

یکی پشت کوچه های بی کسی ،پره فریاد شدم

این همه شکستن سهم من نبود، دل به گریه بستن سهم من نبود

با پریشونی و درد بی کسی ،روز و شب نشستن سهم من نبود

تو بگو عزیز من تو با منی ،عاشقی رو نمیشکنی

باشه دیوونه میمونم واسه تو

پشت کوچه های شهر گولم نزن ،با دل خون و چشم تر

مثل دیوونه میمونم واسه تو

اما اون چشمای تو ،من ِ عاشق رو ندیده

اون دو تا چشم قشنگ ، منو تا اینجا کشونده

اگه دیدی که یه روزی بی خبر ، گم شدم توی سفر

شک نکن یه عاشقم ، اسم منو توی عاشقا ببر

      TinyPic image

 

موج اگر میدانست که ساحل هیچ وقت دستانش را نمیگیرد

هرگز برای رسیدن به ساحل نفس نفس نمیزد......

 

 

+ نوشته شده توسط "سیما "