
مهربان من
بر فرصت محدود ما رحم کن
و بیدارمان ساز.
ای خالق هر چه آفتاب،
روشنایی روزهایم را
زمزمه نامت فرما...

قلم در حال حرکت،
کلمات رقص کنان ،
تا ردیف بشه پشت سر هم ابیات عاشقانه
برای اون کس ، که عزیزترینه.
دوست دارم تویی تموم دنیام
نمی خوام باورم بشه ،
که خیلی خیلی تنهام ...
بیا بذار دستتو توی دستام
ببین که خنده میشینه رو لبهام ،
فقط یه روز ، روز تولدم بیا کنارم
بذار که لحظه هارو من ، به عشقت بٍسٍپارم
می خوام بگم ، حرف دلم رو برات
با من بمون ، بذار تموم شه غمهام
وقتی تو باشی همیشه کنارم
باور بکن هیچ غصه ای ندارم
روز تولدم ، فقط برای تو میخونم
بیا نذار، یه سال دیگه به انتظار بمونم...

