تبليغاتX
...هر چه میخواهد دل تنگت بگو
شنبه یازدهم آبان 1387
" چشمامو که هم میذارم "

 

خداوندا

در دریای پر تلاطم زندگی اسیرم

مهربانا

مرا به ساحل امن پر از عطوفتت برسان

                       

به تو تقدیم میکنم هر چی که دارم :

هر دو چشمم مال تو

اون نگاه مهربونت مال من

بیا این سکوت لبهام مال تو

اون کلام دلنشینت مال من

این دو دستم رو بگیر

همه احساس قشنگت مال من

قلبمم هدیه میدم برای تو

اما نازنین فقط ، عشقت مال من

 

چشمامو که هم میذارم ، انگار چیزی کم میارم

تو رویاهام تورو می خوام ، اونم بدست نمیارم

وقتی چشمامو هم میذارم

زلالی چشمای تو ، تو خاطرم زنده میشه

روونیٍ کلام تو ، باز تو گوشم زمزمه میشه

وقتی چشماموهم میذارم

دنبال تو هر جا میام

تا اون سر آسمونا ، تا آخر دنیا میام

 چشمامو که هم میذارم

بیاد عطر نفست

به حرمت کلهای سرخ ،

گلبرگاشو بو میکنم ، تا تورو یادم بیارم

وقتی چشمامو هم میذارم

خدا خودش میدونه که ، فقط تورو کم میارم

با شاخه ای از گل سرخ

همراه عطر رازقی

تا صبح التماسش هم

باز چشم به راهت میمونم

 

+ نوشته شده توسط "سیما "