
ممنون از همگی شما که تو لین مدت با نظرای قشنگتون
منو حمایت کردین و امیدوارم از این به بعد هم مورد لطفتون قرار بگیرم .
راستش تو پست جدید میخوام مطلبی بذارم و یه نظر کلی از شما عزیزان
بگیرم .دوست ندارم مثل همیشه با جمله هایی مثل ( خیلی خوب بود یا عالیه
واز این دسته نظرات بدید).حس واقعیتونو میخوام به قول معروف میخوام
یه ذره فضولی کنم و ار احساستون با خبر بشم ![]()
حْزن ، حْسن ،عشق
روزی سه دوست قدیمی کنار هم نشسته بودند و هر کدام
به نوبه خودش شروع به تعریف از خودش کرد
اول از همه عشق اومد و شروع کرد به تعریف از خود
و به خود بالید وگفت: همه محو تماشای من هستند و من
یکی از نیازهای اصلی آدمی هستم.
در این میان حْسن آمد و گفت :کجای کاری دوست من
هر که مرا دارد نیازی به عشق ندارد، وقتی زیبایی و جمال
داشته باشی بی نیاز از هر چیز دیگری.
حْزن به میان آمد و گفت :چرا شما از حضور من غافلید ،
اگر من نباشم حْسن و عشق معنا ندارند.
خالق عشق آمد و گفت :من به هر سه شما بها داده ام.
شما برای ابدیت در کنار هم خواهید ماند.
عشق و حْزن و حْسن در کنار هم معنا دارند و از هم جدا ناپذیرند.
عشق بدون حْسن صفایی ندارد همچنانکه حْسن بدون حْزن بی معناست.
پس بدانید که این دوستی تا ابدیت با شما خواهد ماند،.زیرا عاشق واقعی
دارای همه ی این صفات خواهد بود.........

ای عشق پیدا کن مرا همرنگ دریا کن مرا
صد بار خواندی تو مرا یک بار معنا کن مرا

کوچه های عاشقی
پشت هر کوچه اگه ، دیدی یکی داره پرپر میزنه
شک نکن که عاشقه ،یه نفر مثل منه
منم اون غریبه شهر شما ،که غریبم توی جمع آدما
هر کی با چشم تره ،شب و روز دربدره
مثل من یه عاشقه ،توی خط آخره
منم اون غریبه شهر شما ،که غریبم نوی جمع آدما
یکی توی قصه های عاشقی ،شکوه پروار شدم
یکی پشت کوچه های بی کسی ،پره فریاد شدم
این همه شکستن سهم من نبود، دل به گریه بستن سهم من نبود
با پریشونی و درد بی کسی ،روز و شب نشستن سهم من نبود
تو بگو عزیز من تو با منی ،عاشقی رو نمیشکنی
باشه دیوونه میمونم واسه تو
پشت کوچه های شهر گولم نزن ،با دل خون و چشم تر
مثل دیوونه میمونم واسه تو
اما اون چشمای تو ،من ِ عاشق رو ندیده
اون دو تا چشم قشنگ ، منو تا اینجا کشونده
اگه دیدی که یه روزی بی خبر ، گم شدم توی سفر
شک نکن یه عاشقم ، اسم منو توی عاشقا ببر

موج اگر میدانست که ساحل هیچ وقت دستانش را نمیگیرد
هرگز برای رسیدن به ساحل نفس نفس نمیزد......

روز را خورشید می سازد ، روزگارش را ماه
ما فقط تماشاگر گذر زمان هستیم
پس چه زیباست در این گذران عمر
زیبا ببینیم ، زیبا فکر کنیم و زیباتر زندگی کنیم
شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتیم
اما حال که بر آن دعوت شده ایم بگذار زیبا برقصیم

نه ! تو را دوست ندارم
اما هنگامی که نیستی غمگینم
وبه آسمان آبی بالای سرت
و ستاره ها یی که تو را می بینند حسادت می کنم
تو را دوست ندارم ,اما نمی دانم چرا آن چه می کنی برایم استثنایی است
بارها از خود پرسیده ام :
چرا آن هایی که دو ستشان دارم بیشتر شبیه تو نیستند
تو را دوست ندارم ,اما چشمان گو یایت
با آن سیاهی عمیق و درخشان بیش از هر نگاه دیگری بین من و شب تیره قرار
می گیرد
آه می دانم که تو را دوست ندارم
اما دیگران باور نمی کنند
چرا که آشکارا می بینند
نگاهم به دنبال توست...

دلم گرفته از آدم هايي که مي گن دوست دارم اما معني شو نمي دونن
از آدم هايي که مي خوان مال اونا باشي اما خودشون مال تو نيستن
از اونايي که زير بارون برات مي ميرن
و وقتي آفتاب مي شه همه چيز يادشون ميره

خسته ام از ،لبخند اجباری
خسته ام ، از حرفای تکراری
خسته از خواب فراموشی ِزندگی با وهم ٍ بیداری
این همه عشقای کو تاهٌ ، این تحملهای طولانی
سرگذشته بی سرانجامٍ ،گم شدن تو فصل طوفانی
حقیقت پیش رومون بود ، ولی باور نمیکردیم
همین امروز روشن هم ، پی خورشید میگردیم
نشستیم روبروی هم ، تو چشمامون نگاهی نیست
نه با دیدن، نه با گفتن ، به قد لحظه راهی نیست
من و تو گم شدیم انگار، تو این دنیای وارونه
که دریاشم پر از حسرت ، همیشه فکر بارونه
سراغ عشقو میگیریم، تو اشک گریه ی آخر
تو دریای ترک خورده ، میون موج خاکستر
این همه عشقای کوتاه ّ ، این تحملهای طولانی
سرگذشته بی سرانجام ِ گم شدن تو فصل طوفانی

باور نكن تنهايي ات را
من در تو پنهانم،تو در من
از من به من نزديكتر تو
از تو به تو نزديكتر من
باور نکن تنهایی ات را
تا یک دل و یک درد داریم
تا در عبور از کوچة عشق
بر دوش هم سر می گذاریم
دل تاب تنهایی ندارد
باور نکن تنهایی ات را
هر جای این دنیا که باشی
من با توام تنهای تنها
من با توام هر جا که هستی
حتی اگر با هم نباشیم
حتی اگر یک لحظه،یک روز
با هم در این عالم نباشیم
این خانه را بگذار و بگذر
با من بیا تا کعبة دل
با ور نکن تنهایی ات را
من با توام منزل به منزله،یک روز
با هم در این عالم نباشیم
این خانه را بگذار و بگذر
با من بیا تا کعبة دل
با ور نکن تنهایی ات را
من با توام منزل به منزل

وقتي کسي رو دوست داري حاضري براش جونتو فدا کني...............
حاضري دنيا رو بدي فقط يه بار نگاش کني..............
. به خاطرش داد بزني....................
به خاطرش دروغ بگي................
حاضري رو همه چي .حتي رو دفتر زندگيت
که حالا پاره پاره شده خط بکشي.............
. خيلي چيزا رو مثل غرورت ميشکني تا دلش نشکنه...........
اگه گفتي به اين چي ميگن؟؟؟ .::عشق

زندگي تفسير سه کلمه است :
خنديدن .... بخشيدن .... و فراموش کردن ....
پس.... بخند .... ببخش .... و فراموش کن

با تشکر از دوست عزیزم که این شعرو که از استاد فرد منش هست رو
برام نوشتن منم میذارمش تا همه بخونن.ممنونم
بر اصل و نسب بالی ای اصل و نسب عالی
ای زادهء هفت پشت اصالت
در مکتب عشاق اگر این بود جوابت
لعنت به تو و ذات خرابت
در مکتب عشاق گر اینه جوابت
لعنت به تو و عشق تو و ذات خرابت
رفتیم و از این رفتن بسیار تو را بخشید
آزادی و قلبتو بر رفتن ما خندید
آن تازه رسه نو بر گر حالم و پرسید
گو شکر خدا گفتم و راضی ز صوابت
لعنت به تو و ذات خرابت
در مکتب عشاق گر اینه جوابت
لعنت به تو و عشق تو و ذات خرابت
در آینه ات بنگر حیوان صفتی بینی
حاشا مکن این باور این دست تو نیست اینی
این دست تو نیست اینی
این است ترازوی عدالت تو پادشه مکر و رذالت
ارزانیه آن تازه رس خوش قد و قامت
تو پیشکشو قصهء ما هم به سلامت
گفتم که گلی افسوس پا تا به سرت خاره
این مستی و پیروزی چند است و نه بسیاره
چند است و نه بسیاره
سقای هزار تشنهء آواره
سیراب شدند جملگی از آب سرابت
لعنت به تو و ذات خرابت
در مکتب عشاق گر اینه جوابت
لعنت به تو و عشق تو و ذات خرابت
ای عاشق پوشالی بر اصل و نسب بالی
ای کاش نبینی تو آنروز که پامالی
آنروز که پامالی
در مکتب عشاق گر اینه جوابت
لعنت به تو و عشق تو و ذات خرابت
ای شناگره قابل تو آب نمیدیدی
بازیچهء شب گردان مهتاب نمیدیدی
اینک تو و این مرداب
اینک تو واین مهتاب
بیداری اگر این است
رفتیم دگر درخواب

دلم تنگ است و هر سازی که میبینم بدآهنگ است
بیا ره توشه برداریم ،قدم در راه بی برگشت بگذاریم
ببینیم آسمان در هر کجا آیا همین رنگ است........
(امروز یه بار دیگه عزیزترین کس زندگیم با خنجرش از پشت بهم زد.
یه بار دیگه کسی که ادعا میکردم همه زندگیمه با سوزن پرگار روحمو پاره پاره کرد .
خودت بگو گناه من چی بود که با من اینطور رفتار کردی .؟
گناه من جز صداقت ، روراستی و دوست داشتن چیز دیگه بود؟
من که گفته بودم تورو به حال خودت گذاشتمت، پس چرا هر بار به بهانه ای روحمو آزلر میدی؟
دیشب تا دیر وقت تو امامزاده صالح فقط ضجه زدم ،تا جایی که دل همه به حالم ریش شده بود.
موندم چرا ما آدما بلد نیستیم جواب محبتو با محبت بدیم.
عزیز تو کاری کردی که هیچ وقت به کسی از جنس تو اعتماد نکنم.
راستی این کلمه یا حق چیه که امثال تو به زبون میارین؟
اصلا معنی شو میدونی؟ یا فقط تقلید میکنی؟
حق یعنی خدا. وقتی یا حق میگی یعنی به خدا توسل کردی
یعنی همه چی رو به اون واگذار میکنی، ولی تو که خدارو باور نداری
چرا دم از اون میزنی.تو که همیشه حق و نا حق کردی چرا کلمه حق رو به زبون میاری ؟
ولی من به همون حقی که همه هستیم از اونه و به حرمت و عزت همین ماه عزیز
از خودش خواستم تا جواب تورو با حقانیت کامل بده
.فقط خدا کنه که بتونی جوابگو باشی.......)
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران وای به حال دگران
" یا حق "

